حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
402
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
« ذكر صورة خراج بقم ، و صورة اهل آن از عرب ، و ذكر اسباب بقم » بعضى از كتّاب ديوان قم ياد كردهاند ، كه : امر و رسم خراج بقم بزركتر بوده است ، به نسبت با ديكر شهرها و كورها « 1 » ، و در ديوان قم در آن هنكام ، از نويسندكان تاريخات و تحويلات ، و نويسندكان أحياز و ايغارات « 2 » و استخراج و جهبذه ، و از رؤساى فيوج « 3 » ، و فرّاشان و بوّابان « 4 » ، بسيار و بىحد بودهاند . و در خراج ستدن اختيار جهبذ را بوده است ، و كاتب تاريخ و روزنامج را كه بر جهبذ مشرف بودهاند ، نه عاملان قم را ، سبب آنك اهل قم از عرب ، چون غالب بودندى و توانا ، از ادآىء خراج امتناع نمودندى ، و چون بر ايشان غلبه و انبوهى كردندى ، كردن نهادندى بخوارى و مذلّت ، و مكروه و ناشايست ، از زدن و رنجانيدن و دشنام شنيدن ، تا باشد كه از خراج كه مىرسانند ، بعضى در ايشان بماند و نرسانند ، پس بوقت استخراج مال خراج ازيشان ، مطالبت مال مىنمودند ، و ايشان امتناع ميكردند « 5 » ، تا بذان ميرسيد كه ايشانرا سرنكون در مىآويختند و ميزدند ، و سرآهاىء ايشان خراب مىكردند ، وضيعتهآى ايشانرا بدست فرو مىكرفتند « 6 » ، و اموال ايشانرا بر ميداشتند . و أبو محمّد ، الحسن بن الحسين بن عبد اللّه بن مهدى الكاتب « 7 » ، حكايت كرد از
--> ( 1 ) . كورها : جمع « كوره » ، به معناى ولايت ، و تكوير يعنى تقسيمبندى ولايتى . ( 2 ) . ايغارات : جمع ( ايغار ) به معناى اقدام پادشاه به بخشيدن زمين به شخصى ، به همراه معاف نمودن او از پرداخت خراج و ماليات ( لغتنامه دهخدا : ماده ايغار ) . ( 3 ) . فيوج : جمع « فيج » معرب پيك . ( 4 ) . بوّاب : دربان . ( 5 ) . در أصل : و ميكردند . ( 6 ) . يعنى با قيمت ارزان مىفروختند . ( 7 ) . ؟